|
امیر صیاد شیرازی فردی پر تلاش و استثنایی بود در عین حال به خوبی از مشورت دیگران استفاده میکرد. در زمانیکه مشکلات کردستان و ناامنی های آن زیاد بود الزاماً مجبور بود فرماندهي لشگری را تعویض و نفر جدیدی را جايگزين وي كند. در آن موقع بنده مشاور ایشان بودم و یکی از وظیفههای من اظهار نظر در مورد انتصاباتی بود که ایشان قصد داشت انجام دهد. وي فرد مورد نظر را به من معرفی کرد تا نظر خود را در مورد او بدهم. در بررسی های انجام شده به عنوان مشاور نظر مطلوبی نداشتم و به وی اعلام کردم. پس از گذشت چند ساعتی و اتمام نماز مغرب و عشاء درخواست مذاکرهی مجددی را با بنده كرد و نسبت به فرد معرفی شده اصرار ورزيد و مجدداً نظر مرا جويا شد. مجدداً من با دلایلی مخالفت کردم. صبح روز بعد، پس از نماز مجدداً با من راجع به آن شخص مذاکره کرد. به نظر می رسید مایل بود نظر مثبت مرا هم داشته باشد ولی باز هم من مخالفت کردم. او گفت: من می خواهم امروز صبح سر صبحگاه فرماندهي پيشنهادي خود را معرفی کنم. نمی دانم چه بکنم؟ من هم به او گفتم: من مشاورم و مشاوری امین برای تو، اما اين تو هستي كه بايد تصمیم بگیری و شما باید عزم خود را جزم کنی خواه با نظر من هماهنگ باشد خواه ناهماهنگ. اما توکل به خدا کن و تصمیم بگیر او هم تصمیم گرفت و فرماندهی مورد نظر خود را در صبح همان روز در مراسمی نظامی در منطقه معرفی کرد. اما پس از کمتر از دو ماه نسبت به تغییر مجدد آن فرد اقدام کرد.
|