اقتدار سیاسی در یک واحد حکومتی با نوع کنشگری سیاسی و مدیریتی سیاستمداران رابطه ای مستقیم و معنا دار دارد و در چرخه بین الملل می تواند دارای آثار و تبعات قابل ملاحظه ای باشد و حتی امکان مانور بیشتر و یا کمتر را فراهم نماید.
جمهوری اسلامی به رغم همه فشارهای استکبار آمریکایی و غربی و سیاست های براندازی و انحصار اقتصادی و تقابل های سیاسی سخت و نرم طی 30 سال گذشته توانست مقاومت قابل ملاحظه ای از خود نشان دهد و در برخی از مقاطع زمانی امکان مانور مثبت در صحنه بینالمللی را یافت که بهترین نمونه آن در موضوع هسته ای مشهود است.
سالیان سال موضوع هسته ای ایران در دستور کار غرب قرارداشت. زمانی آنان منافع خود را از ذخایر ملی ایران اسلامی دنبال می کردند و در پی منافع خود بودند و وقتی که جمهوری اسلامی تلاش کرد با به دست گرفتن کنترل و افزایش اقتدار سیاسی خود، استراتژی چماق و هویج را منتفی نموده و طرف های مدعی غربی و آمریکایی را لاجرم به قبول غنی سازی و حضور جمهوری اسلامی در چرخه علمی جهان کند، نشان از آن بود که کنشگران سیاسی در هم پوشانی خود توانستند راه های سوء استفاده دشمنان را مهار کنند و ضریب اقتدار را برای مانور بیشتر افزایش دهند. این روند در موارد دیگر همچون زیاده خواهیهای آمریکا در عراق، افغانستان و لبنان و امثالهم نیز مشهود بود.
متاسفانه حوادث و جریانهای انتخابات و پس از آن که عملاً آزمون نخبگان جمهوری اسلامی محسوب میشود، برخی فرصت های پیش گفته را مخدوش نمود و موجب باور دشمن برای امتیازگیری بیشتر شد. درحالی که آمریکا و ایادی غربی آن پذیرفته بودند که نمی توانند سیاست های استاتیکی خود را به جمهوری اسلامی تحمیل کنند و اصرار بر آن، تغییراتی را متوجه خود آنها خواهد نمود و حتی موجب افزایش قدرت مانور و چانهزنی جمهوری اسلامی در عرصه بین الملل خواهد شد. اما به ناگاه این مسیر از بدرفتاری و خطای سیاسی بعضی از نخبگان به سمت و سویی رفت که نه تنها از فرصت چانه زنی و امتیازخواهی بیشتر کاست، بلکه به نظر برخی، اصل نظام را نیز می توانست مورد خدشه و تهاجم قرار دهد.
اما مناسب است برای تبیین بهتر فرصت هایی که برای دشمنان فراهم آمده، مواردی را به سمع و نظر خوانندگان محترم برسانیم:
1. اگر دشمن احساس کند که در جمهوری اسلامی دو گروه اقلیت و اکثریت در انتخابات تلاش کردند و لاجرم گروه اکثریت قدرت سیاسی را در اختیار گرفته است، سه راه را با توجه به امکان و احتمال نفوذ خود در فعالیت های سیاسی در پیش دارد:
راه اول: برای مقبولیت خود موفقیت اکثریت را پذیرفته و گفتمان سیاسی خود را با آنان شروع و یا ادامه دهد.
راه دوم: اینکه گروه اقلیت را به صورت پنهان و آشکار حمایت کند تا با تقویت آنان در آینده بتواند نتایج و مطالبات خود را از طریق آنها پیگیری نماید.
راه سوم: آنکه در عین حالی که گروه اکثریت را در گفتمان سیاسی خود به رسمیت می شناسد، با استفاده از فرصت های نرم افزاری و رفتار نرم از گروه مخالفت و یا اقلیت حمایت کند.
2. دشمن تلاش کند گروه های نفوذ مخالف را در عرصه سیاسی مورد نظر ایجاد کند و با هجمه تبلیغاتی و رسانه ای باعث ایجاد فشارهای سیاسی در افکار عمومی مردم شود.
? تلاش میکند با تشکیل و فعال کردن NGO های مختلف، فرایند تغییر رفتار و تفکرهای ایدئولوژیک را فراهم آورد و در مطالبات مردم نفوذ کند.
? تلاش میکند جنبش ها و حرکت هایی را پدید آورد تا هنجارهای عمومی را به سمت و سوی مطلوب خود فرا بخواند.
? تلاش می کند تا به نوعی ساختارشکنی نماید، به نحوی که ساختارهای اصلی و زیربنایی را به چالش بکشد.
3. هدف مانور بین المللی دشمن این است که با استفاده از فرصت های تعاملی بین المللی، همپوشانی سیاسی با کشورهای مختلف و بهره برداری از ساختارهای رسمی به طریق زیر کشور مورد نظر را تحت فشار قرار دهد:
? ابزار حقوق بشر را برای محکوم نمودن نهادها و مواضع رسمی جمهوری اسلامی و درحمایت از تمهیدات سیاسی که از زبان خود و یا NGO ها ایجاد شده و یا از طریق گروه های اقلیتی و افراد با نفوذ به کار می گیرد.
? از ابزارهای تهدید آمیز بین المللی و حتی سازمان ملل و شورای امنیت و همه نهادهای مربوطه به عنوان یک اهرم تهدید آمیز بهره می جوید.
? حذف و انحصار سیاسی اقتصادی
? همگرایی در یک عملیات جامع و مانع که به آن جنگ نرم نیز گفته می شود.
4. واقعیت این است انتخابات فرصت بی نظیری برای مانور اقتدار ملی بود و آنگاه که 40 میلیون نفر به پای صندوق های رای آمدند، همه مهر تائیدی بر حقانیت نظام و مردم سالاری دینی زدند و البته این مردم در پی مطالبات خود نیز بودند. برخی نخبگان حاضر و ناظر بر انتخابات با آراء کم و یا نسبی خود نیز در اقلیت قرار گرفتند. با این حال، منطق حکم می کرد آنان که در ساختار نظام تا حدودی مورد استقبال مردم قرار گرفتند، بعد از همه ادعاها، حتی اگر مطالبات قانونی خاصی داشتند، در قالبهای قانونی و شفاف عمل میکردند. اما فرایند انتخابات یک پازل دو قسمتی را معرفی کرد، در حالی که برخی از کنشگران و نخبگان حاضر در این مانور، مایل نبودند نشان دهند که در پازل دو قسمتی حداقلی و یا حداکثری هستند. زیرا آنان تصور میکردند از نفوذ و قدرتی برخوردارند که میتوانند هر یک به اندازه قابل ملاحظه ای در فضای سیاسی کشور نفوذ داشته و کنشگری نمایند و در نتیجه مطالباتی را برای خود در ساختار قدرت سیاسی اختیار کنند. این وضعیت در برخی کشورها در قالب احزاب سیاسی انجام می شود اما در فضای بعد از انتخابات، هر یک از اشخاص مطالبه جداگانهای را دنبال کردند و این روند موجب شد:
? چالشهای گروه اقلیت پدیدار شود.
? برخی گروههای خودی نیز که از شناخت صحیح مسیر و راه عاجز مانده بودند فکر کردند میتوانند مطالباتی را از گروه اکثریت طلب نمایند.
نتیجه : نتیجه این شد که دشمن از امکان استفاده از کسانی که ادعای قدرت می کردند استقبال مینماید و پازل 40 میلیونی را که به دو گروه 13 و 27 تقسیم شده بود را دیگر به دو قسمت تقسیم نمی کند، بلکه این پازل را بر مبنای افراد تقسیم و بر مبنای آن عملیات جنگ نرم خود را دنبال می کنند. این جاست که دقیقاً محل آزمون نخبگان ایجاد شد.
? برخی نخبگان که هویت و پشتوانه آنان یا مقبولیت عمومی اندکی که دارند، گاهی با ادعاهای بزرگ وگاهی هول شدن و چینی بند زنی شکست های سیاسی تلاش می کنند سیاه و سفید های موجود را با قرائت خود تعریف کنند اما غافل از اینکه مورد بهره برداری دشمن در جنگ نرم خواهند بود.
? برخی نخبگانی که هنوز با صراحت و شفافیت، خطاهای انجام شده و جنایاتی که دشمن از فرصت آنها بهره جست، مثل حادثه عاشورا، را مردود نشناختند و همراه آن شدند و اما و اگرها گفتند، ببه راحتی مورد سوء استفاده دشمن قرار گرفته و میگیرند.
? نخبگانی که نتوانسته اند یکصدا، قاطع و بلند و حق رهبری به نظام و ولایت امر مسلمین را بی چون و چرا حمایت کنند، مورد طمع و سوء استفاده جنگ نرم قرار گرفته اند.
? افرادی نیز تصور می کردند، اگر چه از حمایت مردمی برخوردار نیستند و اگر چه قدرت آنان صرفاً قدرت رسمی و نهادی و ساختاری جمهوری اسلامی است، اما از آن برای بازی موج گونه بهره گرفتند و به عبارتی از جیب بیت المال بر طبل نظرات شخصی زدند. البته آنان نیز مورد سوء استفاده قرار گرفتهاند و این شد که دشمن جرات حک حرمت به اصول نظام ورکن رکین آن را پیدا کرد. وگرنه هرگز و هرگز دشمن نمیتواند در حالی که همبستگی و وفاق ملی وجود داشته باشد، هیچگونه دشمنی یا مطالبه غیر نماید و البته بار دیگر مردم نشان دادند که:
? از اصول نظام خود برنخواهند گشت.
? کنشگری نخبگان مادامی که هم جهت با رهبری و ولایت امرشان نباشد را برنمی تابند.
? مقامات و جایگاههای رسمی و حتی دینی و سیاسی و اجتماعی، مادامی مورد استقبال هستند که توان و قدرت محافظت از اصول آنان را داشته باشند.