كردان به خاك سرد سپرده شد و محكي براي آزمون کسانی شد كه براي باورهاي خود و يا خطايي كه شايد قابل چشم پوشي بود، گريبان دريدند و تهمت بي ديني و بي انصافي و سوءاستفاده مالي و حتي اخلاقي به مؤمني زدند كه حساب خود را با خدا تسويه كرده بود.
معادله كردان را از دو جنبه میتوان بررسی کرد. اول آن كه كردان براي خدمت به باورهاي خود، راست قامت ايستاد و تمام تهدید و افتراهای قبل از راي گيري وزارت كشور و استيضاحهاي بعد از وزارت كشور و جو سازيهاي ناهنجار پس از آن هيچ گونه تقصيري در خدمت گزاري با ظرفيت بالاي وي نداشت و جان خود را در اين مسير به پاي مسلخ آورد تا شايد براي خود و سايرين عبرت باشد. وجه دوم این معامله، گفتهها و شنيدهها و پروندههايي بود كه از اهلان و نااهلان كه آگاهانه يا ناآگاهانه مطرح ميشد و با ديدين جسد او و يا شنيدن حال نزار وي و وضعيت در حال مرگ، پشيمان گفتهها شدند و تمناي گذشت او را داشتند، اما "ناگهان چقدر زود دير ميشود".
هرگز باور نميكردم ما كه انقلاب كردهايم و سينه خود را همچون سپر در برابر هر خطري براي حفظ ارزشهایمان قرار دادیم، غيبت بگوييم و تهمت بزنيم و بدون تحقيق و تجسس و كنترل زبان، هر حريمي را بدريم تا پست و مقامي را بخريم يا بر آن بمانيم.
حيات و موت كردان عبرت شد براي كساني كه ميخواهند خدمت كنند و خادم باشند و يا از فرصتها به نفع خودشان استفاده كنند. عبرتی شد تا همه فهميدند علم و مدرك تفاوتي بس عظيم با عمل و تقوا دارد و عبرت شد تا كساني كه با ظاهر، گفتار نغز گونه و مدارج عالي مدعي تقوا هستند بدانند اندكي نزديكتر زمان پاسخ گويي آنان در محضر الهي نسبت به تقوايشان و عملكردشان خواهد بود.